شنبه 4 فروردین‌ماه سال 1397 - 08:46 ق.ظ

دیروز توی کوچه داشتی بازی می کردی. توی کوچه بابام اینا بودی. با اون عینک خوشتیپ طبی ت. میون بازی تو،یه زنبور از خدا بی خبر میره گیر میکنه بین چشمات و شیشه عینک. چشمات صبحی باد کرده بود. و بهت می گفتم چشم ژاپنی. جالب شده بودی.

گفتم اینم اولین تجربه ی تو و زنبورگزی.