پنج‌شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1392 - 08:52 ق.ظ

پسر جان خدمت شما عارضم که از بس شکمو بودی توی این چند روزه و هی انواع بستنی رو خواستی،دیشب تا صبح هی سرفه های آنچنانیت نذاشت بی نگرانی بخوابیم ما.

امروز میریم دکتر.همون جایی که اولین باز مادرت سونو شد و مشخص شد توی ناقلا رو تو راهی داریم.



زندگی هم مثل همین بستنی خواستن و بستنی خوردن توئه.زیادیش میزنه زیر دلت.توی زندگی باید خیلی کارها رو به اندازه و به موقع انجام بدی.

بعضی وقتا باید از یه پول حسابی گذشت،بعضی وقتا هم نباید از 50 تومانی مابقی کرایه بگذری.فرق اولی با دومی اینه که توی اولی خودت میبخشی،خودت تشخیص میدی که اینجا جاشه که ببخشی،بدون هیچ فشاری.اما دومی اکثر مواقع حرف زوره.