دوشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1390 - 05:56 ب.ظ

پسر بابا با اون  اخم هاش که انگار فقط  توی گیر و بند روزگار افتادی میون محله ی کوزه گریش!
روزنه هایی که شاید امید کوچک رو به فردا باشه و هی بیشتر . . .
زارا و لطف بزرگ زیستنی که تعارفم میکنه و ...
من و بی لیاقتی ها.
من و قات !
اینجا اگه اراده ای باشه شاید معده داد نزنه،مگرنه ...